ابزار، اقتصاد و قیمتمحوری
آسیبشناسی رفتار خرید در بازار ابزار ایران
مقدمه: ابزار، کالایی فراموششده در سبد خانوار
در سالهای اخیر، ابزارآلات خانگی و نیمهحرفهای جایگاه تازهای در سبد خرید خانوادههای ایرانی پیدا کردهاند. جایگاهی که نه از روی اولویت، بلکه از سر «نیاز و اجبار اقتصادی» شکل گرفته است. شرایط اقتصادی نابسامان، افزایش هزینه خدمات تعمیر، و کاهش دسترسی به نیروهای فنی قابل اعتماد، باعث شدهاند که خانوادهها به جای برونسپاری کارهای ساده فنی، ترجیح دهند با حداقل ابزار ممکن خود دست به تعمیرات بزنند.
قیمتمحوری، نتیجه فشار اقتصادی و ناآگاهی کالایی
با کاهش مداوم قدرت خرید و نبود دانش کافی درباره کیفیت یا کاربرد برندهای مختلف، امروز مهمترین و شاید تنها معیار خرید ابزار برای مصرفکننده خانگی، قیمت است. این گرایش باعث شده بازار ابزار از حالت تخصصی و صنعتی خود خارج شود و به سمت رقابتهای صرفاً قیمتی حرکت کند.
در عمل، ابزار از یک کالای تخصصی صنعتی، به کالایی شبیه کالاهای مصرفی ساده در ویترین فروشگاهها تبدیل شده است.
تاثیر رویدادهای کلان بر رفتار بازار
رخدادهایی همچون همهگیری کرونا، تشدید تحریمها، و شرایط جنگی در سال ۱۴۰۴، آسیبپذیری بازار ابزار را به شکل بیسابقهای افزایش دادهاند. اما نمیتوان تمام این بحران را به متغیرهای بیرونی نسبت داد.
ایران سالهاست در فضای تحریم قرار دارد، اما افت شدید در بازار ابزار طی سالهای اخیر، بیش از هر چیز، حاصل بیبرنامگی صنفی، تغییرات شتابزده در مدیریت، و نبود استراتژیهای سازگار با تحولات مصرفکننده است.
آسیبهای نمایشیکاری و بازار موازی در صنف ابزار
در سالهای اخیر، بخش قابلتوجهی از منابع صنفی و بودجههای تبلیغاتی صرف نمایشها و فعالیتهای نمایشی بیثمر شده است؛
از نمایشگاههای پرهزینه و کماثر، تا دیدوبازدیدهای غیرموثر و تبلیغات محیطی و سمعی-بصری بیهدف.
این رویکرد نه تنها بازار ابزار را از مسیر صنعتی و تخصصی خود خارج کرده، بلکه صرفاً به توسعه بازار خانگی انجامیده است؛ بازاری که سهم بسیار کوچکی از اقتصاد صنف ابزار دارد و نمیتواند پایداری فروشگاهها و تامینکنندگان را تضمین کند.
علاوه بر این، ایجاد بازارهای موازی و غیررسمی در شهرهای مختلف، ضربه جبرانناپذیری به کسبه و فعالان صنف در سراسر کشور وارد کرده است.
ریزش بیوقفه فعالان بازار ابزار، تعطیلی مکرر فروشگاهها و کاهش محسوس سهم بازار ابزارفروشان، پدیدههایی است که طی دو سال اخیر کاملاً محسوس و ملموس بوده است.
با این حال، آمارهایی از گوشه و کنار حکایت از افزایش تعداد جواز کسب دارند که این تناقض در واقعیت اتفاقات جاری و آمار روی کاغذ، بسیار قابل تامل، تفکر و توجه کسبه باید باشد .
ریشه بحران بازار ابزار کجاست؟
شاید تصور شود آنچه امروز بر سر بازار ابزار آمده، صرفاً نتیجه بحرانهای اقتصادی کشور باشد.
خیر؛ اصلاً اینطور نیست.
واقعیت آن است که بازار ابزار طی سالها در فضای تحریم، فشارهای ارزی و محدودیتهای گسترده دوام آورده بود و حتی در مقاطعی رشد هم تجربه کرد.
اما آنچه طی دو سال اخیر بازار را به نقطه ضعف و زمینگیری رسانده، ترکیبی از عوامل درونی و ساختاری در کنار برخی متغیرهای بیرونی است:
• تغییر ناگهانی و بدون برنامه در نقشه راه موفقیتهای دهه نود
• سو مدیریت و اصرار بر تغییرات پیاپی در ساختارهای صنفی و رواج عنوانگرایی به جای کارکردگرایی
• غفلت از آموزشهای کاربردی و جهت دهی غلط در فرهنگسازی صنفی میان فعالان و خریداران ابزار
• عدم انطباق استراتژی برندها با نیازها و خواستههای نسل جدید مصرفکنندگان
• غلبه فضای تبلیغاتی نمایشی و غیر اصولی بر تحلیلهای کارشناسی و تخصصمحور
• بیتوجهی کلان به دغدغههای اکثریت کسبه، بهویژه در نتیجه شکلگیری بازارهای موازی و غیررسمی در صنف ابزار
• نگاه صرفاً سودمحور در برندسازیهای جدید؛ نگاهی که برخلاف سیاستگذاریهای هوشمند و ریشهدار دهه نود، اکنون به سطحینگری و کوتاهمدتگرایی منجر شده است
این مجموعه از عوامل، بازار ابزار را در وضعیتی بحرانی قرار داده؛ وضعیتی که اگر اصلاح نشود، نه تنها قدرت فروش، بلکه هویت صنفی را به چالش خواهد کشید.
ابزارهایی که امروز میفروشند
اگر به موجودی ابزارفروشیها یا فروش آنلاین نگاهی بیندازیم، محصولات پرفروش اغلب ابزارهای خانگی هستند:
دریلهای شارژی، اینورترهای سبک، کارواشهای خانگی، پیچگوشتیهای برقی و لوازم دمدستی.
در مقابل، ابزارهای صنعتی و سنگین که در دهه ۸۰ و ۹۰ پایه فروش واحدهای صنفی محسوب میشدند، حالا کمتر مورد توجه قرار میگیرند.
این تغییر صرفاً به کاهش قدرت خرید مربوط نیست، بلکه نشان از شکست تدریجی ساختار فروش مویرگی در صنف ابزار دارد؛ ساختاری که زمانی با تکیه بیشازحد بر بازار خانگی، مسیر توسعه را بهاشتباه طی کرد و بهجای سرمایهگذاری در تقویت شبکه فروش صنعتی و صنفی در سراسر کشور، تمام تمرکز خود را بر توسعه بازار خانگی گذاشت؛ مسیری که در نهایت نه به تثبیت برند انجامید و نه به رشد پایدار صنف.
از سوی دیگر، صنفی که بخش زیادی از محصولات آن فاقد تاریخ مصرف و استهلاک سریع هستند، سالهاست ارتقا تکنولوژیک چشمگیری نداشته و بیشتر بر پایه کپیهای باکیفیت یا بیکیفیت استوار شده است. در چنین شرایطی، تغییرات در اکوسیستم فروش، نهتنها موجب رشد نشد، بلکه باعث تضعیف جایگاه فروشگاهها و اکثر کسبوکارهای صنف ابزار شد، تغییری که غالباً تحت تاثیر راهنمایی مشاوران ناآشنا با صنف ابزارفروشان و منتقلشده از صنوف دیگر رقم خورد.
ابزارفروشی؛ صنفی برای صنعت، نه برای خانه
در حال حاضر، بیش از ۴ هزار ابزارفروشی فقط در سطح شهر تهران و بهویژه در بازار اصلی این شهرستان مشغول فعالیت هستند. اگر فروشگاههای فعال در سایر شهرستانهای استان تهران را نیز در نظر بگیریم، از جمله شهرستان شمیرانات، شهرستان ری، پردیس، ورامین، اسلامشهر، رباطکریم و ملارد، این عدد به حدود ۸ هزار واحد صنفی ابزارفروشی در کل استان میرسد.
از سوی دیگر، بر اساس آخرین برآوردهای جمعیتی، استان تهران حدود ۴ میلیون و ۳۷۰ هزار خانوار دارد.
با یک محاسبه ساده درمییابیم که بهطور میانگین، به ازای هر ۵.۵ خانوار، یک ابزارفروشی در استان تهران فعال است.
این نسبت، اگرچه در نگاه اول نشاندهنده تراکم بالای فروشگاههاست، اما در واقع بیانگر یک حقیقت مهمتر است:
بازار ابزار، بازاری نیست که تنها بر پایه نیازهای خانگی شکل گرفته باشد.
چنین تراکمی تنها زمانی معنا پیدا میکند که بازار هدف، بخشهای صنعتی، تولیدی، پروژهای و زیرساختی کشور باشد؛ نه صرفاً مصرف خانگی یا نیازهای پراکنده تعمیرات سبک.
این تراکم بالا بهخوبی نشان میدهد که بازار خانگی نمیتواند پاسخگوی گردش مالی و بقای چنین صنف گستردهای باشد. صنف ابزار از ابتدا بر پایه تامین نیاز صنعت کشور شکل گرفته؛
صنعت ساختمان، صنعت نفت و گاز، خودروسازی، خطوط تولید، صنایع نظامی و حتی هوافضا از بازارهای هدف اصلی این صنف هستند.
در نتیجه، اگر صنف ابزار به مسیر قیمتمحور و خانگیسازی مفرط ادامه دهد، دو اتفاق اجتنابناپذیر در پیش خواهد بود:
1. یا هویت صنف ابزار بهتدریج تغییر کرده و جایگاه صنعتی و تخصصی خود را از دست خواهد داد؛
2. یا در آیندهای نهچندان دور، صنف جدیدی با رویکرد فروش ابزارهای خانگی شکل خواهد گرفت؛
صنفی با مسیر و دغدغههایی کاملاً متفاوت، که در آن فروشندگان ابزار صنعتی عملاً به حاشیه رانده شده و ناگزیر از این جریان فاصله خواهند گرفت.
نتیجهگیری:
بازار ابزار، بازاری نیست که با «کم فروختنِ ارزان» پایدار بماند.
ابزارفروشی، صنفی است که باید در خدمت توسعه صنعتی کشور باشد، نه صرفاً بازسازی وسایل خانه.
اگر برنامهای برای حفظ هویت صنفیمان و ارتقا بازار صنعتی ابزار نداشته باشیم، بازار ابزار نه تنها دچار بحران فروش، بلکه دچار بحران هویتی خواهد شد.
این نوشتار، بازتابی است از تحلیلها، مشاهدات میدانی و دغدغههای موجود در بازار ابزار کشور؛ با هدف اصلاح نگاهها، بازاندیشی در مسیرها و ارتقا گفتوگوی صنفی. آنچه مطرح شده نه نقد اشخاص یا نهاد خاص، بلکه تلاشیست برای ترسیم واقعیتی که بسیاری از فعالان صنف ابزار هر روز با آن دستوپنجه نرم میکنند